|
||||||||||||||
|
زير ساختهاي اقتصادي افغانستان |
|
|||||||||||||
|
شاخص اقتصادي |
||||||||||||||
|
.ارزش
توليد
ناخالص
داخلي در سال
2000 معادل 21000
ميليون دلار
بوده است |
||||||||||||||
|
.توليد
ناخالص ملي
در سال 2001
معادل 3،5
ميليارد
دلار بوده
است |
||||||||||||||
|
(نيروي
كار: 10
ميليون نفر (2000 |
||||||||||||||
|
اشتغال:
اشتغال در
بخش كشاورزي
70% صنعت 15% خدمات
15% مي باشد |
||||||||||||||
|
نرخ
تورم: 35
درصد |
||||||||||||||
|
صادرات:
محصولات
كشاورزي و
صنايع دستي |
||||||||||||||
|
واردات: نفت، كالاهاي سرمايه اي، محصولات غذايي و كالاهاي مصرفي، ماشينهاي الكتريكي و غير الكتريكي |
||||||||||||||
|
مهم
ترين
سازمانهاي
بين المللي
مشاركت
كننده در
بازسازي
افغانستان |
||||||||||||||
|
توسعه كشاورزي ، خدمات اجتماعي و امور زيربنايي با اختصاص 500 ميليون دلار: (ADB) بانك توسعه آسيايي |
||||||||||||||
|
پروژه
حمايتهاي
بهداشتي در
شهرهاي
افغانستان |
UNICEE |
|||||||||||||
|
احياء زمينهاي زراعي و تغيير كشت در مزارع خشخاش |
UNDCP |
|||||||||||||
|
بهبود
توليدات طيور خدمات تغذيه اي دامها، توسعه
صنايع لبني، احياء جنگلها |
FAO |
|||||||||||||
|
شناسايي نيازهاي افغانستان از طريق كمك هاي بشر دوستانه |
UNOCHA |
|||||||||||||
|
كمكهاي عمده |
||||||||||||||
|
جامعه بين الملل : براي سال 2002 بيش از 8/1 ميليارد دلار |
||||||||||||||
|
اتحاديه
اروپا و
جامعه اروپا:
در سال 2002 حدود 500
ميليون دلار
و تعهد يك
ميليارد
يورو طي 5 سال |
||||||||||||||
|
كشور
ايران: 560
ميليون دلار
به مدت 5 سال:
پروژه در حال
انجام: احداث
جاده
دوغارون به
هرات |
||||||||||||||
|
كشور
ژاپن: 500
ميليون دلار
در مدت 2،5 سال |
||||||||||||||
|
كشور
امريكا: در
سال 2002 بيش از 290
ميليون دلار |
||||||||||||||
|
كشور
عربستان: 220
ميليون دلار
در مدت 3 سال |
||||||||||||||
|
كشور
آلمان: 320
ميليون يورو
در مدت 5 سال |
||||||||||||||
|
اقتصاد انرژي در افغانستان |
||||||||||||||
|
پيشگفتار |
||||||||||||||
|
توليد و مصرف انرژي در افغانستان بسيار محدود است منابع عمده انرژي عبارتند از نفت، گاز، برق و آب و چوب. |
||||||||||||||
|
از اين ميان رايج ترين ماده انرژي زا همچنان انواع چوب است و براي مصارف مختلف از آن استفاده مي شود |
||||||||||||||
|
شود بخصوص در روستاها چوب مهمترين منبع انرژي است اهميت افغانستان از نقطه نظر انرژي وابسته به موقيعت |
||||||||||||||
|
جغرافيايي آن است كه بعنوان مسير ترانزيت بالقوه براي صادرات نفت و گاز طبيعي از آسياي مركزي، به كشورهاي |
||||||||||||||
|
.عربي ارتباط برقرار مي كند |
||||||||||||||
|
نفت |
||||||||||||||
|
ذخاير نفت افغانستان ابتدا حدود 100 ميليون بشكه تخمين زده شد ولي تحقيقات بعدي مقدار آن را به مراتب بيش از |
||||||||||||||
|
اين اعلام كرده است ( حدود 800 ميليون بشكه) كشورهاي همسايه براي استخراج نفت افغانستان زمينه هايي هم |
||||||||||||||
|
هم فراهم كرده بودند ولي صدور نفت به مرحله اجرا درنيامد طرح يك پالايشگاه نفت نيز با ظرفيت بيش از پنجاه هزار |
||||||||||||||
|
هزار بشكه در روز در شمال افغانستان در نظر گرفته شده بود كه آن هم اجرانشد. افغانستان مقدار بسيار كمي نفت خام |
||||||||||||||
|
واقع شده است اين مقدار ( Sai-ipol) توليد مي كند كه اين ميدان نفتي در استان سرپل ANGOT در ميدان نفتي آنگوت |
||||||||||||||
|
مقدار نفت كه در كارخانه اي در شبرغان تصفيه مي شود بعنوان سوخت در كوره هاي حرارتي مركزي شبرغان، مزارشريف |
||||||||||||||
|
و كابل استفاده مي گردد ديگر ميادين نفتي افغانستان، زمراد ساي مي باشد كه در نزديكي شبرغان قرار دارد و طي اواسط |
||||||||||||||
|
سال 2001 بازسازي و تعمير قرار گرفته است. مركز ذخيره و توزيع نفت خام افغانستان در منطقه جلال آباد بين بزرگراه كابل |
||||||||||||||
|
.پيشاور
پاكستان قرار دارد |
||||||||||||||
|
گاز |
||||||||||||||
|
يكي از مهمترين مواد معدني قابل استخراج در افغانستان گاز طبيعي است در حال حاضر مهمترين ذخيره انرژي كشور گاز |
||||||||||||||
|
گاز مي باشد بخش اعظم معادن گاز طبيعي شناخته شد و در سرحدات شمالي افغانستان در مزارشريف، اطراف شبرغان |
||||||||||||||
|
و سرپل قراردارد ذخاير گاز طبيعي افغانستان بين 100 تا 150 ميليارد متر مكعب تخمين زده شده كه بعضي از منابع ميزان |
||||||||||||||
|
.ذخاير
آن را تاحدود 500 ميليارد متر مكعب برآورد
كرده اند |
||||||||||||||
|
صادرات گاز |
||||||||||||||
|
در اواخر دهه 60 ميلادي ذخيره عظيم گاز طبيعي در شبرغان كشف شد و صادرات آن با احداث خط لوله اي به طول 180 |
||||||||||||||
|
كيلومتر در 1967 از طريق جمهوري ازبكستان آغاز شد از آن زمان تا 1990 سالانه بين 2 تا 3 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي |
||||||||||||||
|
استخراج و به جمهوريهاي شوروي سابق صادر شده است دراوايل سال 1990 توافقنامه هايي با كشورهاي مجارستان |
||||||||||||||
|
استخراج و به جمهوريهاي شوروي سابق صادر شده است دراوايل سال 1990 توافقنامه هايي با كشورهاي مجارستان |
||||||||||||||
|
.داخلي اين گفتگوها پيشرفت زيادي در برنداشت |
||||||||||||||
|
ميادين گاز |
||||||||||||||
|
باتيمتاك جورقدوق خواجه گوگردت از عمده ترين ميادين گاز افغانستان مي باشند كه همگي در محدوده 20مايلي شيبرغان |
||||||||||||||
|
در استان جوزجان مي باشند كه احياي چاههاي آسيب ديده در ميادين خواجه گوگرودت آغاز شده است كه موجب افزايش |
||||||||||||||
|
.توليد گاز طبيعي خواهد بود |
||||||||||||||
|
توليد گاز |
||||||||||||||
|
توليد گاز طبيعي افغانستان در اواسط دهه 1970 به 275 ميليون فوت مكعب در روز رسيده است در همين زمان ميدان گازي |
||||||||||||||
|
جورقدوق مورد بهره برداري قرار گرفت و انتظار مي رفت كه بازدهي گاز طبيعي اين كشور تا اوايل دهه 1980 به ميزان 385 |
||||||||||||||
|
ميليون فوت مكعب در روز تقويت شود اما با توجه به مشكلات موجود كل توليد اين كشور به 290 ميليون فوت مكعب رسيده است |
||||||||||||||
|
خطوط لوله |
||||||||||||||
|
خطوط لوله در افغانستان بسيار محدود مي باشد به نحوي كه يك خط لوله از شبرغان به مزارشريف جهت استفاده در |
||||||||||||||
|
نيروگاههاي كوچك و كارخانه هاي كودسازي كشيده شده است و چندين كيلومتر خط لوله در نزديكي مناطق گازي كه گاز |
||||||||||||||
|
.را با ديگر مشتقات به نزديكي روستاهاي شبرغان توزيع مي نمايد |
||||||||||||||
|
برق |
||||||||||||||
|
حدود 65% برق كشور از طريق انرژي هيدروليك بدست مي آيد وتنها قسمتي از آن دركارخانه هاي برق توليد مي شود |
||||||||||||||
|
روسها طرح چندين سد را بررودخانه كندوز در شمال افغانستان در نظر گرفته بودند كه در صورت عملي شدن اين طرح قسمت |
||||||||||||||
|
مهمي از نيازهاي الكتريسيته افغانستان راتامين مي كرد انرژي توليدي اين سدها به شبكه جنوبي برق جمهوري هاي شوروي |
||||||||||||||
|
سابق مي پيوست. اما اين طرحها بدلايل اقتصادي سياسي عملا اجرانشد طبق تخمين سازمان ملل در پايان سال 1982 |
||||||||||||||
|
ظرفيت برق توليد شده 394 ميليون وات و درسال 1975 در حدود 325 ميليون وات بود بنابراين رشد توليد بين سالهاي 1987-1970 |
||||||||||||||
|
حدود 14% بوده است. در سال 1987 ظرفيت برق توليد و مصرف شده 480 ميليون كيلووات بوده كه سرانه آن براي هر نفر 140 |
||||||||||||||
|
كيلووات ساعت بود. بعد ازشروع جنگ درگيريهاي داخلي خشكسالي هاي موجود شبكه برق افغانستان به شدت آسيب ديد |
||||||||||||||
|
به نحوي كه توليد برق توسط سدهاي هيدروليك افغانستان به سبب خشكسالي 2000-1998 به شدت كاهش پيدا كرد و |
||||||||||||||
|
و منجر به خاموشي دركابل و شهرهاي ديگر شد. ميزان برق در سال 1999-480 ميليون كيلووات بوده كه از اين مقدار 420 |
||||||||||||||
|
ميليون كيلووات درداخل توليد شده و حدود 60 ميليون كيلووات واردات برق از تركمنستان راداشته است. برق در افغانستان |
||||||||||||||
|
بصورت فسيلي 34% هيدروليك 65% و 1% منابع ديگر توليد مي گردد |
|
|||||||||||||
|
منابع توليد برق |
||||||||||||||
|
: منابع توليد برق در افغانستان با توجه به محدوديت توليد عبارتند از |
||||||||||||||
|
|
-1 | |||||||||||||
|
.نزديك با نصب توربين سوم به 49،5 مگاوات خواهد رسيد |
||||||||||||||
|
.سدماهي پركه در حال حاضر 66
مگاوات برق توليد مي كند |
-2 | |||||||||||||
|
.سد داهالا كه در استان
قندهار قرار دارد و در سال 2001، 5/11 مگاوات
توليد برق داشته است |
-3 | |||||||||||||
|
نيروگاه مزارشريف: كه اين نيروگاه در نزديكي مزار شريف واقع است و از نوع گازي مي باشد و با ظرفيت 35 مگاوات در حال |
-4 | |||||||||||||
|
.توليد
برق مي باشد |
||||||||||||||
|
.سد برشناكوت: كه فعلا در دست
تعمير است و قابليت توليد، 5/11 مگاوات برق
را دارد |
-5 | |||||||||||||
|
واردات برق |
||||||||||||||
|
خطوط انتقال نيروي برق از تركمنستان براي شهرهاي شمال غربي افغانستان در حال نصب مي باشد وافغانستان |
||||||||||||||
|
.قرار است در قبال حق عبور ترانزيت لوله نفت تركمنستان از اين كشور هزينه هاي آن را پرداخت نمايد |
||||||||||||||
|
معادن |
||||||||||||||
|
معادن افغانستان از لحاظ منابع معدني كشوري غني بشمار مي رود ليكن اكثر اين منابع معدني بكر و دست |
||||||||||||||
|
دست نخورده باقي مانده است ولي با توجه به 23 سال جنگ بي ثباتي در اين كشور وضعيت استخراج مواد معدني |
||||||||||||||
|
به
حالت تعليق در آمده است. محققين براين
باورند كه صادرات موادمعدني افغانستان
مي تواند يكي از منابع اصلي |
||||||||||||||
|
.درآمد ارزي اين كشور باشد |
||||||||||||||
|
مهمترين ذخاير معدني شناخته شده |
||||||||||||||
|
ذغال سنگ، آهن،مس، اورانيوم، نمك، كرم نيكل، طلا، سولفور، باريت روي، قلع، فلوور، ميكا، سنگ لاجورد، آلومينيوم، |
||||||||||||||
|
سرب،
ياقوت پنبه نسوز، جيوه، بوكسيت، تنگستن
ليتيوم منگنز، سنگ مرمر، سنگ گچ، سنگ آهن |
|
|||||||||||||
|
ذغال سنگ |
||||||||||||||
|
ذخاير اثبات شده ذغال سنگ درافغانستان بيش از 100 ميليون تن تخمين زده شده است و ذخيره نهايي آن 500 ميليون |
||||||||||||||
|
تن پيش بيني شده. از مهمترين معادن ذغال سنگ مي توان به معادن، اشپشيه، كركرو دودكش اشاره كرد. براساس |
||||||||||||||
|
آمار موجود ميزان استخراج ذغال سنگ در فاصله سالهاي 1984-1978 بيش از 800000 تن و در سال 2000 ميلادي |
||||||||||||||
|
حدود 200000 تن بوده است كه قسمت اعظم ذغال سنگ توليد شده براي سوخت مناطق صنعتي مورد استفاده قرار مي گيرد |
||||||||||||||
|
نمك |
||||||||||||||
|
يكي ديگر از معادن استخراج شده افغانستان نمك است كه ميزان استخراج آن در سالهاي 1989-1988 حدود 38000 تن |
||||||||||||||
|
و در سالهاي 2000-1999 بيش از 26000 تن گزارش شده است |
||||||||||||||
|
مس |
||||||||||||||
|
ذخاير مس افغانستان غني است ولي بصورت اقتصادي به كار نيفتاده است اما توده هاي معادن مس بين نقطه كجكي |
||||||||||||||
|
و مقر قرار دارد يكي از بزرگترين معادن مس، معدن آينك است كه ذخيره آن بين 4 تا 5 ميليون تن تخمين زده اندبراساس |
||||||||||||||
|
.آخرين
آمار ميزان استخراج مس در سال 2000 ميلادي
حدود 5000 تن بوده است |
||||||||||||||
|
آهن |
||||||||||||||
|
پس از گاز طبيعي، مهمترين ذخيره معدني افغانستان آهن است ذخاير آهن بسيار عظيم است ولي برآورد دقيقي وجود |
||||||||||||||
|
ندارد يكي از مهمترين معادن شناخته شده آهن ، معدن حاجي گك است كه كارشناسان افغاني ذخيره آن را بيش |
||||||||||||||
|
.از 2،5 ميليارد تن تخمين زده اند، كه 62 درصد آن را خالص مي دانند |
||||||||||||||
|
از ديگر معادن آهن افغانستان مي توان به: |
||||||||||||||
|
خاكريز قندهار با 8 ميليون تن ذخيره آهن، پغمان با 83 ميليون تن ذخيره آهن، جبل سراج با 8،7 ميليون تن آهن اشاره كرد |
||||||||||||||
|
ديگر معادن |
||||||||||||||
|
ساير معادن افعانستان نيز كمابيش غني است در نزديكي ننگرهار يك ذخيره بزرگ سولفور قرار دارد. در بيابان هاي |
||||||||||||||
|
جنوب غربي افغانستان بين هرات و شيندند ونيز در منطقه قندهار اورانيوم وجود دارد. در استان بدخشان دو معدن طلا |
||||||||||||||
|
.وجود دارد كه بعلت فقدان امكانات فني اقدامي براي استخراج آن بعمل نيامده است |
||||||||||||||
|
صنايع |
||||||||||||||
|
توسعه صنعت در افغانستان بسيار محدود است كشور از اين جهت عقب ماندگي بزرگي دارد، صنايع موجود اغلب |
||||||||||||||
|
مدلهاي صنعتي قديمي بلوك شرق مي باشند، صنايع موجود به هيچ وجه جوابگوي نيازهاي داخلي افغانستان نيست. |
||||||||||||||
|
فعاليتهاي صنعتي افغانستان با احداث يك كارخانه نساجي در 1924 آغاز گرديد ولي در طول جنگ صنايع توسعه اي نيافته، |
||||||||||||||
|
و بعلاوه تعدادي از واحدها فرسوده شده و از كار افتاده اند و بطور كلي صنايع موجود نه به اهداف توسعه در نظر گرفته شده |
||||||||||||||
|
دست
يافتند و نه با ظرفيت اسمي خود كار كرده
اند و هم اكنون تعداد صنايع بخش هاي مختلفت
محدود مي باشد |
||||||||||||||
|
.و معمولا ازيك يا چند واحد تجاوز نمي كند |
||||||||||||||
|
مهمترين صنايع |
||||||||||||||
|
عمده ترين صنايع افغانستان شامل كارخانجات روغن نباتي، تهيه كشمش، آرد، كود شيمياي، شكر، آجرپزي، |
||||||||||||||
|
آجرپزي، مقواسازي، كره و فراورده هاي گوشتي، كفش دوزي، شيشه سازي، پلاستيك سازي، صابون پزي، |
||||||||||||||
|
منسوجات پشمي پنبه اي و ابريشمي، صنايع دستي شامل قالي بافي، گليم بافي، نخ تابي، پوستين دوزي |
||||||||||||||
|
.چرم
سازي، ظروف گلي، سنگ تراش و سوزن كاري مي
باشد |
||||||||||||||
|
كشاورزي دامپروري |
||||||||||||||
|
حدود 80 درصداز اراضي افغانستان كوهستان، بيابان و نيمه بيابان است. حدود 15 درصد از خاك كشور براي كشاورزي |
||||||||||||||
|
مستعد است كه قريب به نيمي از آن زير كشت است. با اين حال افغانستان كشوري كشاورزي است وچهارپنجم جمعيت |
||||||||||||||
|
از طريق كشاورزي و دامپروري مي گذرانند. دو سوم زمينهاي موجود بطور فصلي كشت مي شود در قسمت اعظم افغانستان |
||||||||||||||
|
خاك مرغوب وجود دارد ولي آب كافي موجود نيست. دره هيرمند، قندهار، مزارشريف و فندوز موقعيت هاي بهتري براي توسعه |
||||||||||||||
|
كشاورزي تا قبل از تغييرات ماركسيستي افغانستان از لحاظ مواد غذايي نسبتا تامين و خوكفا بود ولي پس از سال 1978 |
||||||||||||||
|
بروز جنگ و درگيريهاي شديد داخلي، بسياري از زمينها از زير كشت خارج شد و توليدات كشاورزي رشدكافي پيدا نكرد. |
||||||||||||||
|
.
همچنين بدليل افزايش جمعيت، كشور وابسته
به واردات مواد غذايي بخصوص گندم مي باشد |
||||||||||||||
|
محصولات عمده كشاورزي |
||||||||||||||
|
گندم، برنج، جو، ذرت، حبوبات، پنبه دانه، دانه آفتاب گردان، كنجد، چغندر قند، ميوه، سبزيجات و نيشكر |
||||||||||||||
|
ميران توليدات عمده ترين محصولات |
||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
اراضي كشاورزي |
||||||||||||||
|
زمينهاي
زير كشت: بيش
از 30 هزار كيلومتر مربع |
||||||||||||||
|
مرتع:
حدود 30 هزار كيلومتر |
||||||||||||||
|
جنگل:
حدود 17 هزاركيلومتر |
||||||||||||||
|
ساير
زمينها:
حدود 30 هزار كيلومتر مربع |
||||||||||||||
|
دامداري |
||||||||||||||
|
دركنار كشاروزي، دامداري نيز به همان نسبت رونق دارد. با توجه به جمعيت كوچ نشينان و گرايش مردم، دامپروري يكي از |
||||||||||||||
|
مشاغل اصلي افغانستان را تشكيل ميدهد و بخش عمده صادرات از طريق پرورش دام، طيور و توليد فراورده هاي دامي |
||||||||||||||
|
صورت مي گيرد. تعداد دام پرورش يافته در سال 2000 بيش از 280000 هزار راس و طيور 7 ميليون قطعه مي باشد |
||||||||||||||
|
عمده ترين فرآورده هاي دامي |
||||||||||||||
|
گوشت، گوشت سفيد، شير، پنير، روغن، كره، تخم مرغ، عسل، پشم و پوست |
||||||||||||||
|
توليدات: براساس آخرين آمار ارائه شده توليد انواع محصولات دامي |
||||||||||||||
|
:در سال 2000 عبارتند از |
||||||||||||||
|
انواع
گوشت: هزار تن گوشت انواع طيور: 14
هزارتن |
||||||||||||||
|
شير:
300 هزارتن |
||||||||||||||
|
تخم
مرغ: هزار تن |
||||||||||||||
|
عسل:
3 هزار تن |
||||||||||||||
|
پوست:
اطلاعات موجود نيست |
||||||||||||||
|
كره
روغن: اطلاعات موجود نيست |
||||||||||||||
| صفحه اصلي | ||||||||||||||
|
||||||||||||||